تبلیغات
رنــدانــگــی - پریشان

رنــدانــگــی

بهترین اشعار برای "تو"یی که نیستی...


چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم
چون ابر که بر گنبد مینوست پریشان

مجموعه ی ناچیز من آشفته ی او باد
آن کس که وجودم همه از اوست پریشان

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید
در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

آرامش دریای مرا ریخته بر هم
این زن که پری خوست... پری روست... پری شان...

با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم ؟
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان...

شـــــاهـ ـیــن ... / 

علیرضا بدیع

نظر شنبه 2 مرداد 1395 / 


درباره

به نام خدایی که عشق را آفرید
خــــــــــــــوش آمـــــدیــد

آمار

بازدید کـل
بازدید امروز
بازدید دیــروز
بازدید این مـاه
بازدید مــاه قبـل
تعداد کـل مطالـب


دیگر

عبارت موردنظر را در زیر تایپ کنید